باید رهاکرد...
بعضی وقتا باید گذشت
باید رها کرد
باید سنگ شد
باید انقدر منطقی برخورد کرد که دیگه چشمات اون احساساتت رو بندازه ی گوشه
باید دلتو بندازی ی گوشه و بگی تا ترک عشق نکردی ازجات بلند نشو
باید چشماتو بندازی پایین و فقط زمین رو ببینی چون
ی لحظه هم که چشماتو بلند میکنی هرچیزی هرکسی واست شبیه اون میشه
حتی آسمونو که نگا کنی یاد اون اس ام اسش میفتی که میگفت خوشحالم که حداقل هردومون به ی آسمون نگا میکنیم
ولی به زمینم که نگا کنی اگه ی گل ببینی یاد گلم گلم گفتناش میفتی
آخه چرا؟
چرا دست از سرم بر نمیداری؟
کجای دنیا بدون تو میشه رفت ؟
آره قلبم هنوز اون گوشه نشسته و خاک میخوره
کاش ی دوست بیاد و خاکاشو بزنه کنارو با ی سیلی بم حالی کنه که باید تمومش کرد
سخته که غرورتو بشکونیی حالا که شکسته چجوربرش گردونم
هیچ وقت برنمیگرده تا وقتی نخوام دلمو از خاک وجودت بتکونم و سنگ شم و ونطقی برخرد کنم
...
نظرات شما عزیزان: